عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - مسئله اول
ترجمه:
ح: اگر معلوم شد كه يكى از دو عوض معيّن و مشخّص در صلح مال غير بوده و او مستحق آن است صلح باطل مىشود.
ط: در مصالحه بر درهم و دينار قبض در مجلس عقد اعتبار و ملاحظه نشده است.
ى: اگر كسى جامه ديگرى را كه قيمتش دو درهم است تلف نمود و در مقام مصالحه بنا شد بيش از آن يا كمتر بوى بدهد مشهور فقهاء مىفرمايند چنين صلحى صحيح است.
ك: اگر دو نفر در خانهاى با هم نزاع داشتند:
يكى ادّعاء مىكند كه خانه از آن او است و ديگرى آن را انكار كرده و خانه را به خودش متعلّق مىداند.
حال اگر با هم مصالحه نمودند كه مدّعى به مقدار يكسال در آن بنشيند چنين مصالحهاى صحيح است.
ل: اگر منكر اقرار و اعتراف نمود كه خانه تعلّق به مدّعى دارد و سپس مدّعى با وى صلح كرد كه در آن بنشيند اين مصالحه همچون مصالحهاى كه در فرع قبلى گفتيم صحيح بوده و حق رجوع در آن ندارد.
م: بنابراين كه صلح را فرع عاريه بدانيم در دو صورت مذكور رجوع صحيح و ثابت مىباشد.
تنبيه
چون صلح جهت قطع و براندازى تنازع و مخاصمه بين طرفين دعوا تشريع شده است از اينرو در اين كتاب احكام تنازع را فقهاء ذكر نموده كه ما نيز در اينجا به پارهاى از آنها در ضمن چند مسئله اشاره مىكنيم:
مسئله اوّل
اگر دو درهم در دست دو نفر باشد، يكى از آن دو نفر مدّعى است كه هردو مال او بوده وديگرى ادعا نمايد كه يكى از آن دو به وى تعلّق دارد حكم در اينجا آن است كه به دوّمى بايد نصف درهم داده شود و به اوّلى يك درهم و نيم.